بیاد محسن عزیز

که در بها ر جوا نی به خز ا ن پیو ست

m (12).jpg

 

ای خوش آن روز دلم شمع جوارت با شد

لا له ای سو خته بر سنگ مزا رت با شد

کا ش تقدیر به چشمان تو فر صت می داد

شا هد رو یش گلها ی بها ر ت با شد

بر سر تر بت تو کشتی طو فا نز د ه ا م

کا شکی مر غ دلم همدم و یار ت با شد

دید ه بگشا و ببین خیل سیه پو شا نت

 هر کسی نو حه گر و زار و نزارت باشد

اشکهای دل من بد رقه راه تو شد

 دیده در حسر ت چشمان خمار ت باشد

آرزو یم همه این است شوم همره تو

این تن خسته من دفن جوارت با شد

مهدیان