جام مارلیک


جام مارلیک جامی از زر ناب و به ارتفاع ۱۸ سانتی متر است. ارتفاع نقش‌های برجسته جام به ۲ سانتیمتر می‌رسد. نقش میانی جام درخت زندگی‌ است که در هر دو سوی درخت ۲ گاو بالدار است که از درخت بالا می روند. هویت ایرانی‌ سازندهٔ این جام از نمایش نیم رخ بدن حیوان‌ها و سر آنها از رو به رو آشکار است. در کفّ این جام گلی‌ نقش بسته که در وسعت آن یک خورشید با شعاع منظم نقش بسته است.

تپه مارلیک یکی از 5 تپه باستانی است که در دره گوهررود در روستای نصفی واقع شده‌اند  دره‌ای خوش آب و هوا که برای سال‌ ها محل سکونت اجداد ثروتمند گیلانی ‌ها بوده. برای رفتن به این تپه  وقتی به ابتدای میدان شهر توتکابن رسیدید جاده سمت راست مستقیم شما را به این تپه می رساند
در پاییز سال ۱۳۴۰ش ، هیاتى به سرپرستى دکتر عزت‌ الله نگهبان جهت بررسى و تحقیق عازم روستای تاریخی نصفی، منطقه رحمت‌ آباد رودبار شد . این حفارى که به مدت ۱۴ ماه از پاییز ۱۳۴۰ تا آخر پاییز ۱۳۴۱ ادامه داشت ، منجر به پیدا شدن ۵۳ آرامگاه به طور منظم و پراکنده در سطح تپه شد . این  آرامگاه‌ ها عموما از سنگ و گل ساخته شده بودند .
در ساخت این آرامگاه ‌ها از تخته سنگ‌ هاى بزرگ طبیعى که در سطح تپه وجود داشته، استفاده ‌شده . در بعضى قسمت ‌ها هم از سنگ‌ هاى زرد رنگى استفاده شده که از  ۱۵کیلومتر دور تر و از دره گوهررود به این محل انتقال یافته‌‌اند.
حفاری تپه مارلیک برای دکتر نگهبان و همکارهایش یک دردسر بزرگ بود، تهمت ها و دردسر هایی که باعث دادگاهی شدن دکتر و همکارهایش کشید ؛ دردسری بزرگ که به نتیجه ‌اش می ‌ارزید .
از این منطقه تعداد زیادی ظروف و اشیای سیمین و زرین به دست آمده که نشانگر ثروت فراوان ساکنان آن است . قدمت این آثار به حدود 3 هزار سال پیش یعنى اواخر هزاره دوم و اوایل هزاره اول پیش از میلاد مسیح مى ‌رسد .
ماردی‌ ها اقوام ساکن مارلیک مردگان‌ شان را با لباس رسمى و تزئینات کامل روى تخته سنگ و به پهلو قرار مى ‌داده‌ اند . در این حالت زانو ها اندکى خمیده می ‌شدند . همراه مردگان ، ظروف تشریفات مذهبى ، مجسمه ‌ها ، زیور آلات ، اسلحه ، ابزار و ادوات ، ظروف و ادوات آشپزخانه ، مدل و نمونه ادوات مختلف و اسباب ‌بازى کودکان دفن مى ‌شد . این امر نمایانگر هویت و حرفه صاحب آرامگاه و عقاید مذهبى اقوام ساکن در محل بود.

 
به جز این اشیا ، آثار و ادوات جنگى از جنس مفرغ مانند : خنجر ، پیکان ، سر نیزه و نیز وسایل تزئینى مانند : گوش پاک ‌کن ، ناخن پاک ‌کن ، گوشواره ‌، دستبند ، گردنبند ، پیشانى ‌بند ، مو بند ، سنجاق سر و همچنین ادوات و وسایل مورد استفاده نظیر ظروف ، دوک نخ ریسی ، دیگ ، ملاقه ، سیخ کباب ، ظروف سفالین ، پیکرک‌ ها و مجسمه ‌هاى سفالین و فلزى در مارلیک یافت شده‌ اند . وسایل رزمى مانند : خنجر ، شمشیر ، سرنیزه ، سرگرز ، مچ بند ، بازوبند رزمی و تیردان مفرغى بیانگر جنگجو بودن این اقوام است.
یکی از کشفیات مهم این تپه ، 2 مهر استوانه ‌ای است که روی آنها به خط میخی نقش شده است . این مهر ها به باستان‌ شناسان برای تشخیص خط و تاریخ  مارلیکی ‌ها بسیار کمک کرده است .

گنجینه نفیس مارلیک
در کرانه شرقی سفیدرود دره زیبایی به نام گوهر رود در دهکده نصفی وجود دارد که به علل حاصلخیزی خاک ، ملایمت هوا و رطوبت و بارندگی کافی از بهترین نقاط این ناحیه به شمار می رود . در وسط دره ی گوهر رود  ، رودخانه ای به همین نام جریان دارد که از شعبه های کوچک سفید رود است .
در دره گوهر رود تپه های کوچک و بزرگی به چشم می خورد که مربوط به دوره های باستانی است و تپه مارلیک یکی از مهم ترین آن هاست . این تپه در محلی به نام چراغعلی تپه ( مالک قدیمی آن ) شهرت دارد . تپه های باستای گوهر رود از جمله مارلیک بقایای یک تمدن باستانی فراموش شده ای را در دل خود مدفون کرده اند .
تپه مارلیک  ، که گنجینه ای ارزنده از هنر و تمدن بشری را در طول قرن ها در خود پنهان کرده است در حقیقت تپه ای طبیعی و صخره ای است که از سنگ های سولفات آهن تشکیل شده و لایه های طبیعی و تحتانی آن چنان است که شکاف های بزرک درون تپه ایجاد کرده و همین حفره ها موجب شده تا حیواناتی چون موش و مار به فراوانی در آن لانه کنند . عده ای معتقدند که نام مارلیک به دلیل وفور مار در این تپه بر انجه اطلاق شده است و افسانه مار و گنج در این تپه مصداق واقعی پیدا کرده است .
اما برخی نیز مارلیک را یک واژه ی تاریخی می دانند که از دو جز " مارد " و " لیک " ترکیب شده و معنای قوم " مارد " را می دهد . اینان استدلال می کنند که این کلمه در اصل " ماردلیک " بوده و با حذف " دال " مارلیک شده است .  اگر نظریه اخیر را قبول کنیم بی گمان باید گنجینه ی مارلیک را متعلق به قوم آمارد بدانیم . کاوش های مارلیک در سال های 41-1340 با همکاری دانشگاه تهران و اداره باستان شناسی انجام گرفت .

در ادامه کاوش ها وضعیت اصلی تپه که معرف آرامگاه و گورستان اقوام فراموش شده باستانی است آشکار شد .
احتمال می رود که این تپه ، آرامگاه خصوصی فرمانروایان و شاهزادگان محلی بوده است که در اواخر هزاره دوم و اوایل هزاره اول پیش از میلاد در این منطقه حکومت می کرده و مردگان خود را بنا بر سنن و آیین های رایج آن دوره به همراه اشیاء و آثار قیمتی در این آرامگاه ها به خاک می سپرده اند .
زمانی که سه چهارم کاوش در تپه انجام شد در حدود 25 آرامگاه با اتاق آرامگاه کشف شد که در همه آنها اشیایی مانند ظروف مفرغی – ظرف های سفالین- دکمه های تزئینی- انواع سرگرز ، پیکان ، شمشیر ، خنجر ، مجسمه های برنزی و سفالی ،کلاه خود  ، سرنیزه  ،سوزن های طلاو مفرغ و ... با نقوشی از انسان و گیاهان و حیوانات نظیر گاو کوهاندار  ،گاو بالدار  ، اسب شاخدار و اسباب بازی هایی برای کودکان دوک پشم ریسی و افزاری از این گونه بدست آمد که معرف فرهنگ و طرز زندگی این اقوام هستند .و نشان از اعتقاد به زندگی پس از مرگ دارد .
پارچه های بدست آمده از تپه های مارلیک نشانه ظهور و پیشرفت صنعت بافندگی در گیلان هزاران سال پیش است .
از جمله موارد جالب کشف کاشفان ، مهری است که روی آن خط میخی حک شده است و یا مهر دیگری که مجلس شکا ر را نشان می دهد . به گفته باستان شناسان قدمت آنها به بیش از سه هزار سال می رسد .
نمونه بی بدیل این کاوش ها جام مارلیک است که از زر ناب است و ارتفاع آن به 18 سانتی متر می رسد .
ارتفاع نقش برجسته های جام تا دو سانتی متر می رسد که نشان دهنده مهارت استاد کاری است که با ضربات چکش آن را آفریده است .
نقش وسط جام درخت زندگی است و در دو سوی درخت دو گاو بالدار دیده می شود که در حال بالا رفتن از درخت هستند . نمایش بدن حیوان به حالت نیم رخ و نمایش سر آنها از روبه رو  ، از ویژگی های هنر ایرانی است و هویت ایرانی سازنده اش را نشان می دهد .
در کف جام گلی زیبا نقش شده است .در میان گل نقش خورشید دیده می شود که شعا ع های خود را به طور منظم پراکنده است .
برای اقوام مارلیک خورشید تا حد پرستش بسیار مهم بوده است و تا جایی که می توانسته اند نماد خورشید را به شکل ترنج های هندسی تزئینی در کف اکثر ظروف و جام های فلزی به تصویر کشیده اند . وقتی به نوع نقش و طرز ترسیم این ترنج ها توجه می کنیم در می یابیم خورشید در مرکز همه چیز است و همه موجودات از نور و حرارت جانبخش او زندگی می گیرند .
با اینکه انسان در هزاره ششم پیش از میلاد به فلزات دست پیدا کرده است اما از افتخارات مهم تمدن مارلیک صنایع فلزی و مخصوصا صنایع مفرغی است . در منطقه مارلیک به سبب وجود معادن سنگ فلز و منابع سوخت مانند چوب فراوان تولید مفرغ رونق زیادی یافته و کارگاه های صنایع مفرغی به وجود می آیند .

از نقاط اوج و شگفتی های دیگر صنعت مارلیک جامهای شیشه است که گفته می شود از اولین نمو نه های صنعت شیشه سازی بشر است .
و سرانجام این تمدن درخشان چه می شود ؟ برخی باستان شناسان معتقدند به دلیل شباهت فراوان آثار مکشوفه از سیلک در کنار شهر کاشان به خصوص آثار مفرغی ظروف و و ادوات و ابزار بسیار محتمل است که اقوام سلیک همان مارلیکی ها باشند که پس از حمله آشوریها به منطقه سیلک مهاجرت کرده اند و سپس به تدریج به ماد ها که از اقوام هند و ایرانی بودند پیوسته و در مراحل اولیه تکوین دولت ماد شرکت داشته و با دیگر گروه های مقتدر هند و ایرانی  ، امپراطوری مقتدر ماد را در اوایل هزاره اول پیش از میلاد به وجود آورده باشند .

نامه سید محمد خاتمی

بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای اکمل الدین احسان اوغلو                                        
دبیرکل محترم سازمان کنفرانس اسلامی
با سلام
اهانت به مقدسات همه اقوام و مذاهب و ملل امری است ناپسند و در مقابل طرح خیرخواهانه گفت و گوی تمدن ها برای نزدیکی دل ها به یکدیگر و گریز از جهان وحشت زده از جنگ و سرکوب و بیداد و تبعیض.


این عمل زشت که این روزها در جهان شاهد آثار مخرب آن هستیم، از خامی و تعصب سرچشمه می گیرد به سادگی ابزار دست جنگ افروزان و نیروها و قدرت هایی می شود که منافع نامشروع خود را در گسترش نفرت میان ملت ها و ادیان الهی آنان می بینند.


اگر آن روز که متعصب بداخلاقی مسأله آتش زدن قرآن کریم را به میان آورد به خاطر این جنایت با او برخورد می شد امروز شاهد آن نبودیم که با حمایت آشکار و اعلام شده پاره ای از صهیونیست ها فیلمی توهین آمیز نسبت به مقام منیع حضرت محمد مصطفی پیامبر عظیم الشأن اسلام ساخته شود و از سوی افراطیون بدسابقه در نشر آن کمک گردد.


امروز در اثر این جنایت احساسات صدها میلیون مسلمان و بسیاری از پیروان ادیان الهی جریحه دار شده است و جا دارد که سازمان کنفرانس اسلامی برای دفاع از تمامی ارزشها و مقدسات دینی و مقابله با افراطی گری و خشونت ، فعالانه وارد عمل شود و با همراهی و همکاری نهادهای مؤثر بین المللی، همه دولت ها از جمله دولت آمریکا را به اقدام عملی برای خشکانیدن ریشه ها و جلوگیری از گسترش منازعات هویتی، قومی و دینی و برخورد قاطع با مسببان این فاجعه مکلّف کند.

سید محمد خاتمی
بیست و سوم شهریورماه 1391

ما همه نادریم

خورشید در میانه آسمان بود که سپاهیان نادرشاه افشار وارد دهلی شدند به پادشاه ایران زمین گفتند اجازه می دهید وارد قصر پادشاه هند محمد گورکانی شویم ؟

نادرشاه گفت اینجا نیامده ایم پی تخت و تاج ، بگردید و مزدوران اشرف افغان را بیابید .

هشتصد مزدور اشرف ، که بیست سال ایران را ویران ساخته بودند را گرفتند . نادر رو به آنها کرد و گفت : چگونه بیست سال در ایران خون ریختید و به ناموس کسی رحم نکردید ؟ ! آیا فکر نمی کردید روزی به این درد گرفتار آیید ؟

مزدوری گفت می پنداشتیم همه مردان ایران ، شاه سلطان حسین هستند و ما همواره با مشتی ترسوی صفوی روبروییم.

از میان سپاه ایران فریادی برخواست که ما همه نادریم ! و مردان سپاه بارها این سخن را از ته حنجره فریاد کشیدند . "

پيدا شدن آبراه خشايارشا و شگفتي جهانيان از مهندسي ايرانيان‌باستان

 
*به خشنودی اهورا مزدا*

*به امید ماندگاری و سربلندی تاریخ سرزمین کهن*

پس از ١٠ سال پژوهش پی‌در‌پی تیم‌های کار‌آزموده‌ باستان‌شناسی دانشگاه‌های گلاسکو و لیدز،(پژوهشگران باستان‌شناس انگلیسی)، آبراه خشایارشا، سرانجام در هشتم ماه می ٢٠٠١ در یکی از شبه‌جزایر دریای اژه، پيدا شد. .
کار بر روی پروژه‌ کشف کانال خشايارشا از آوریل 1990 آغاز شده بود. يک گروه باستان‌شناسی یونانی نیز باستان‌شناسان انگلیسی را در اين كار ياري مي‌كردند.
 خشایارشا، شاه دودمان هخامنشی در سال 480 پيش از میلاد در جریان تلاش ایرانی‌ها برای چيرگی بر یونان، فرمان كندن این کانال شگفت‌‌انگیز را داده است. اين آبراه يكی از بزرگ‌ترین و شگفت‌انگیزترین كارهای مهندسی زمان بوده است. 
این خبر شگفت‌انگيز در بخش علمی 13 نوامبر 2001 روزنامه‌ نیویورک‌تایمز، به چاپ رسيد. دکتر‌ «ریچارد جونز»، سرپرست تیم پژوهشی پروژه و باستان‌شناس دانشگاه گلاسکو پس از پيدا شدن اين آبراه بنابه گزارش نيويورک‌تايمز، گفت: «این کانال بر روي زمین 100 فوت (30متر) پهنا داشته كه اين پهنا برای حركت دو کشتی بادبانی جنگی بسنده بوده است. آبراه به گونه‌ای كنده شده که از هر دو سو رو به پایین، شیب داشته و پهنای آبراه در ژرفا به 15 متر می‌رسیده است. درازای این آبراه که در ميان شبه‌جزیره‌ای در دریای اژه كنده شده بود نزديک به 4/1 مایل (2253 متر، کمتر از 5/2 کیلومتر) است.
«یوجیت بهاتاچارجی»، گزارشگر بخش علمی روزنامه‌ نیویورک تایمز و تنظیم‌کننده‌ این گزارش نوشته: «‌كندن این کانال برای خشایارشا جنبه‌ حیاتی داشته چرا‌ كه اگر اين آبراه را نمی‌ساختند ایرانیان می‌بایست کیلومتر‌ها در امتداد این شبه‌جزیره به سوی جنوب دریای اژه کشتیرانی کنند و دوباره همان راه را پس از رسیدن به دماغه‌ي جنوبی شبه جزیره به سوی شمال بروند.

اما خشایارشا از این کار خودداری کرد چرا که ژنرال او ماردونیوس، 12 سال پيش در جریان يورش به یونان، ناوگان ایران را به سوی دماغه‌ شبه جزیره هدایت کرد. هنگامی که ناوگان ایرانی در جنوب دماغه در حال دور زدن به سوی شمال بود دچار توفانی سخت شد و بيشتر کشتی‌های ایرانی غرق شدند.
خشایارشا، برای پرهیز از پيش‌آمدن دوباره‌ اين رويداد به مهندسان ارتش ایران فرمان داد آبراهی را از كرانه‌ خاوری(:شرقی) شبه جزیره به كرانه‌ باختری آن حفر کنند. پس از كندن آبراه، ناوگان ایران بر يونانيان چيره شد.»
به گفته‌ «دکتر جونز»، سرپرست پروژه‌ کشف آبراه؛ «ایرانیان گمان نمی‌کردند این آبراه تبدیل به اثری شود که از آن‌ها برجای بماند چراكه خيلی زود پس از بازگشت كشتی‌ها از اين آبراه به كشور، پایان استفاده از کانال فرا رسید. در سده‌های پی‌در‌پی، این رويداد تاریخی كم‌كم به‌گونه‌ یک افسانه در‌آمد و کسی گمان نمی‌کرد که آبراه شگفت‌انگيز مهندسی جهان باستان حقيقت داشته است.»
«هرودوت»، رخداد‌نگار یونانی داستان كندن این آبراه را در کتاب تاریخی خود آورده است اما کسی این داستان شگفت‌انگیز را باور نمی‌کرد چراكه بيشتر به افسانه می‌ماند.
 سرانجام با تلاش دانشمندان انگلیسی و یونانی و با بهره‌گيری از يافته‌ها زمین‌شناسی اين آبراه در سال ٢٠٠١ پيدا شد.
نیویورک تایمز می نويسد؛ ساختار کانال که زیر رسوبات دریایی و لای و لجن 25سده‌ پيش دفن شده است، به استراتژی نظامی درخشان ایرانی‌ها و مدیریت کار انسانی و مهندسی راه‌و‌ساختمان آن‌ها گواهی می‌دهد.
««دكتر جونز»،يادآور شده است كه: تيم او از يك شيوه‌ لرزه‌نگاری برای پيدا كردن آبراه سود جسته‌اند. اين‌چنين كه از يک قطعه فلز د‌ر روی زمين، امواج شوک بسيار قد‌رتمند‌ی را د‌رون زمين می فرستاد‌ند‌ و سپس با تحليل زمان رسيد‌ن امواج، توانستند‌ نقشه‌ آبراه را طراحی كنند.‌
*پاینده و ماندگار باد ایران زمین و مردمان نیک پندار آن*