منشور كوروش از لحاظ حقوقی متعلق به كدام كشور است؟



نمونه ای از منشور كوروش در سازمان ملل


در پاسخ به پیام ها و ایمیل های برخی دوستان كه پس از ورود منشور كوروش به ایران پیرامون اصل نبودن آن ابراز نگرانی كرده بودند و نیز این پرسش حقوقی را داشتند كه این منشور از لحاظ قانونی متعلق به چه كشوری است و آیا می توانیم آن را نگه داریم یا نه، توضیحاتی را به نقل از استاد غیاث آبادی و خسرو معتضد (تاریخدان) در اینجا آورده ام  با امید به اینكه دوستان پاسخ خود را از لابلای این توضیحات بیابند.


دكتر مرادی غیاث آبادی: نگرانی پیرامون آسیب‌رسیدن به منشور کورش بزرگ تا اندازه‌ای بجا و تأمل‌پذیر است و تا اندازه‌ای بی‌مورد. با توجه به اینکه گاهی در دستگاه میراث فرهنگی کشور بی‌توجهی‌هایی به آثار باستانی دیده شده و تخریب یا سرقت آنها به فراوانی و به تناوب روی داده است، چنین نگرانی‌هایی طبیعی هستند و حساسیت و سوءظن علاقه‌مندان را بر می‌انگیزد. اما از سوی دیگر، احتمال تخریب یا سرقت منشور کورش بعید به نظر می‌رسد. چرا که آسیب‌دیدگی، گمشدن یا دزدیده شدنِ آثار موزه‌ها، معمولاً عامل بیرون از موزه نداشته و عوامل آن در داخل موزه‌ها بوده‌اند. اما در این مورد خاص- با توجه به شهرت و پشتیبانی خبری گسترده- گمان نمی‌کنم که خطری «جسمی» منشور کوروش را تهدید بکند.

در باره گمان‌های موجود مبنی بر اصیل نبودن این اثر باید گفت که در دادوستدهای میان موزه‌ها چنین متداول است که نمایندگانی از هر دو طرف در نشستی مشترک حاضر می‌شوند و اصالت و اعتبار اثر را بررسی می‌کنند. چنانکه در اخبار و گزارش‌های سازمان آمده است، چنین نشستی برگزار شده و اشخاصی که نام آنان اعلام شده، اصالت اثر را تأیید کرده‌اند. در این فهرست، نام آقای علی‌اکبر سرفراز- باستان‌شناس پیشکسوت- نیز دیده می‌شود و حتی نام ایشان در زیر بعضی از عکس‌های جلسه اعتبارسنجی و در زیر تصویر اشخاص دیگر به چشم می‌خورد. اما تا جایی که بنده اطلاع دارم، ایشان در آن جلسه شرکت نداشته‌اند.


 آقای خسرو معتضد نیز در پاسخ به این سوال که مالکیت مادی منشور کوروش متعلق به چه کشوری است، گفت: این منشور مال کشور انگلستان است. زیرا در زمان كشف منشور کوروش (توسط تیم انگلیسی) ما هیچ قانونی نداشتیم و قانون عتیقات در سال 1306 شمسی گذاشته شد و به همین دلیل از لحاظ حقوقی در این زمینه کاری خاصی نمی توان انجام داد.
 
خسرو معتضد از پیشنهاد ها در رابطه با پس ندادن این منشور انتقاد کرد و گفت: این کارها زشت است، برای اینکه اگر ما این کارها را انجام دهیم، دیگر کسی به ما اعتماد نمی کند، و این منشور در ایران به دست نیامده و دربابل به دست آمده، این که در پاسارگاد به دست نیامده یا در تخت جمشید به دست نیامده، در یک سرزمینی به نام کشور عراق، که آن زمان مستعمره عثمانی بود، در آنجا  بدست آمده، تا آنجایی که من می دانم و مطالعه کردم این منشور در بابل به دست امده، بنابر این دولت عراق هم می تواند ادعا کند و بگوید این در خاک من هست. اگر ما فردا این کارها را انجام دهیم و مثلا بگوییم این منشور را نگه داریم، جز اینکه آبروی خودمان را ببریم کار دیگری انجام ندادیم و این پیشنهاد بسیار بدی است، یعنی برای ما ایجاد اشکال می کند، ما را در دنیا سر افکنده می کند، این آدمهایی که این ها را می گویند و می نویسند اصلا از سیاست جهانی خبر ندارند، آنها نمی دانند که ایران از زمان قاجاریه جز 100  تا 150 پرتکل جهانی هست، پرتکل یعنی توافق نامه جهانی، یعنی عضو سازمان جهانی ملل متحد هست، و این کارهایی که ما انجام می دهیم جز اینکه ما را سر افکنده کند، چیز دیگری نیست، لوح کوروش حتی در آن موزه بریتانیا هم که هست به نظر من باعث سربلندی ملت ایران هست.  موزه بریتانیا که من خودم دیدم در جایی هست که تمام دنیا می روند آنجا و آن را می بینند و این خودش تبلیغی برای ایران هست. بزرگترین اشتباه این است که به دست خودمان، خودمان را خراب کنبم، حتما شما بنویسید که معتضد می گوید که به هیچ عنوان پس ندادن و نگه داشتن این لوح در شان ملت ایران نیست
.

استفاده از روش پی دو پوشه در ساخت بناهای پاسارگاد

مهندسان هخامنشی دو هزار و 500 سال پیش برای جلوگیری از ریزش سازه‌های مجموعه پاسارگاد كه در منطقه زلزله خیر ساخته شده‌اند، از روش ابتكاری در پی به صورت «پی دو پوشه» استفاده كرده‌اند كه امروز در ساخت پی نیروگاه‌های هسته‌ای و سازه‌های حساس به كار گرفته می‌شود. روش پی دو پوشه، تكنیكی در مهندسی سازه و زلزله است كه كارشناسان قبل از ساخت سازه، از دو پی روی هم استفاده می‌كنند. پی اول به صورت ثابت است و پی دوم روی پی اول ساخته شده و دارای قابلیت ارتعاش است. استفاده از این روش باعث می‌شود كه مقاومت سازه‌ها تا بیش از هفت ریشتر بالا برود و در هنگام زلزله  با حركت سازه‌ها در قسمت پی، ضربه زلزله گرفته شود و سازه آسیب نبیند. از این روش هم اكنون در ساخت سازه‌های حساس در كشور‌های زلزله خیر از جمله ژاپن استفاده می شود.

«عبدالعظیم شاه‌كرمی»، متخصص سازه و ژئو‌تكنیك و مسئول بررسی‌های مهندسی پاسارگاد، در مورد استفاده از روش پی دو پوشه گفت: «بررسی‌ها روی سازه‌های پاسارگاد نشان می‌دهد كه مهندسان هخامنشی دو هزار و پانصد سال پیش در زیر سازه‌های این مجموعه دو پی می‌ساخته‌اند تا بتوانند ضربه های ناشی از زلزله و لغزش را بگیرند و سازه‌ها در هنگام زلزله در این منطقه زلزله خیز آسیبی نبینند.»

وی با اشاره به اینكه استفاده از این روش ابتكاری كه هم اكنون آخرین تكنیك مقاوم‌سازی سازه‌ها است در دو هزار و پانصد سال پیش نشان دهنده شناخت كامل مهندسی سازه و اقلیم است، گفت: زیر سازه های مجموعه پاسارگاد دو پی وجود دارد. پی اول از جنس سنگ و ملات ساروج است و پی دوم كه روی سطح كاملا صاف پی اول جای گرفته تنها از جنس سنگ ساخته شده و می‌تواند روی پی ثابت اول ارتعاش پیدا كند.»

بررسی‌های انجام شده در سازه‌های پاسارگاد به خصوص تل‌تخت و زندان سكندر یا آرامگاه كمبوجیه نشان می‌دهد كه مهندسان هخامنشی علاوه بر استفاده از پی دو پوش با توجه به سست بودن خاك منطقه و سنگینی سازه‌ها، پی این مجموعه را در عمق زیاد و سطح گسترده‌ تری ساخته‌اند.

شاه كرمی در مورد علت استفاده از این تكنیك گفت: «ایجاد پی‌سازه‌های این مجموعه در عمق زیاد  و گستردگی بیشتر نسبت به سطح سازه‌ها مانع اختلاف نشست و جلوگیری از ترك خوردگی و فرسایش سازه‌ها می‌شود.» به گفته شاه‌ كرمی با توجه به استفاده از روش پی دو پوشه، گسترده سازی و پی عمیق در این مجموعه مهندسان هخامنشی دو مشكل اختلاف نشست و زلزله در این منطقه را حل كرده‌اند.

محوطه باستانی پاسارگاد نخستین پایتخت دولت هخامنشیان است كه دو هزار و پانصد سال پیش به دستور كوروش هخامنشی ساخته شده است. در این مجموعه كه در فهرست میراث جهانی به ثبت رسیده است آثاری نظیر مقبره كوروش، كاخ بارعام، كاخ اختصاصی و مجموعه‌های دیگر وجود دارد. پاسارگاد در استان فارس جای گرفته است.

فرش هخامنشی پازیریك، قدیمی ترین فرش جهان

 


فرش پازیریك، قدیمی‌ترین فرش یافته ‌شده جهان است که درسال 1947 در دره آلتای مغولستان نزدیک نواحی جنوبی سیبری توسط « پرفسور رودنکو» باستان شناس روسی از گورهای یخ زده پادشاهان سکایی  کشف شد. بررسیهای پژوهشگران بر روی نقوش بافته شده در این فرش نشان میدهد كه تاریخ بافت فرش حدود 2500 سال قبل است. این فرش که به نام محل کشف آن « پازیریک» نامیده شد،و به خاطر نقوشی که نشان از از طرح های ایرانی دارد فرش ایرانی شناخته شده است.


  بنا بر اظهار رودنکو کاشف این فرش و بسیاری از محققان دیگر این فرش را ایرانیان بافته و آن را به پادشاه سکایی هدیه داده اند. و به عنوان یکی از اشیای قیمتی و منحصر به فرد در گور این پادشاه به همراه او دفن شده و به دلیل یخ زدگی تا کنون سالم باقی مانده است.


اثبات ایرانی بودن فرش پازیریك
رودنکو در اثبات ایرانی بودن این فرش در کتاب خود به نام مقابر یخزده سیبری  سوارکاران عصرآهن مدفون در پازیریک می‌نویسد: در طرح پازیریک صف‌های منظم مردان و چارپایان که همگی به فاصله ای معین از پی یک‌دیگر می‌آیند به‌ روشنی یادآور رسم‌های تزیینی هخامنشی و آشوری است. هم‌چنین شیوه گره زدن دم اسب‌ها و کاکل آن‌ها به رسم ایرانیان است. هم در پیکرکنده‌های تخت جمشید و هم در فرش پازیریک ستوربانان در سمت چپ اسب گام بر می دارند و دست راست خود را بر پشت گردن اسب نهاده‌اند. آن‌چه آشکار و غیرقابل انکار است تصویر گروهی است شبیه نقش برجسته های تخت جمشید در صف‌های منظم که همگی به یک فاصلة معین از پی یک‌دیگر می‌آیند. نقش گوزن فرش پازیریک از دیگر موارد مهم است. رودنکو یادآور شده است که این گوزن‌ها از تیره گوزن زرد خال‌دار شاخ پهن و ایرانی است.
هم‌چنین می‌نویسد:‌ بدون این‌که بتوانیم به‌طور حتم بگوییم این فرش کار کدامیک از سرزمین‌های (ماد - پارت( (خراسان قدیم یا پارس) است، تاریخ فرش مذکور و پارچه‌هایی که در پازیریک کشف شد قرن پنجم و یا اوایل قرن چهارم پیش از میلاد تشخیص داده می شود. سپس اضافه می کند: تاریخ این قالی از روی شکل اسب‌سواران معلوم می شود. طرز نشان دادن اسب‌های جنگی که به جای زین قالی بر پشت آن‌ها گسترانده‌اند و پارچه روی سینه اسب از مشخصات آشوری‌ها می باشد اما در روی فرش پازیریک ریزه‌کاریهای مختلف و طرز گره زدن دم اسب‌ها در نقوش برجسته تخت‌جمشید نیز دیده می شود.
بعدها هم پروفسور رومن گیرشمن (ایران‌شناس فرانسوی) به هنگام معرفی چندین ظرف سیمین و نیز تصویر چند سنگ‌کنده بر طاق بستان به‌مانندگی گوزن مشهور به «گوزن بین النهرینی» و گوزن پهن شاخ ایرانی که بدن خال‌دارش با همان شاخ‌های پهناور پوشیده است توجه کرد. وی همچنین به نفوذ هنر هخامنشی بر روی اشیای متعلق به قرون چهارم و سوم پیش از میلاد در قبرهای یخ زده رؤسای قبیلة صحراگردان در پازیریک اشاره کرده و می نویسد: در قسمت مرکزی این فرش یک ردیف ستاره های چهارپر نقش شده که روی اشیای مکشوف در لرستان نیز دیده می شود. نقش حاشیه این فرش کاملا بنابر سنت‌های هخامنشی است و دو ردیف گوزن‌ها و سواره‌ها را نشان می دهد. در این فرش حتی خصوصیاتی از جل نمد منگوله‌دار یونانی و ایرانی نیز دیده می شود.



خصوصیات فرش پازیریک
این فرش تقریبا چهارگوش حدود دو متر مربع وسعت دارد و تصویر سوارکاران، آهوان در حال چرا، جانوران افسانه‌ای با سرعقاب و بدن شیر بر آن نقش بسته و حاشیه‌ای گل‌دار آن را زینت بخشیده است. رنگ‌هایی که در فرش پازیریک به کار رفته است عبارتند از: قرمز تیره، سبز، آبی، زرد و نارنجی کم‌رنگ.
در طراحی فرش نقش‌مایه‌ها و نگاره‌ها بسیار سنجیده با قرینه‌سازی کامل در چارچوب نقشه‌ای متوازن و یک‌دست با رعایت کلیه اندازه‌ها به چشم می‌خورد. این شکل‌ها در نقشه فرش پازیریک به‌ روشنی قابل تشخیص است؛ در حاشیه اول تکرار جانور افسانه ای بال‌دار، در حاشیه دوم 14 سوارکار، 14 ستوربان، 28 اسب، در حاشیه سوم تکرار گل چهاربرگی، در حاشیه چهارم تکرار 24 گوزن خالدار شاخ پهن، در حاشیه پنجم تکرار جانور افسانه ای (شبیه حاشیه اول) و در وسط فرش 24 چهارگوش که درون هریک نگاره هشت‌پر دیده می شود. این فرش کلا از پشم بافته و تار آن اندکی کشیده شده و پودهای آن به طور شل در شماره سه یا چهار بین هر دو ردیف گره پیچیده شده است. ریز فرش برابر 600 3 گره در هر دسیمتر مربع و نسبتا منظم و با قاعده است. فرش دارای لبه ها و کناره های کوچک 1 در 1.5 سانتی‌متری و در امتداد هر دو حاشیه دارای پرز فشرده و با ضخامت چند میلیمتر است. رنگ فرش تغییر یافته و رنگ اصلی به سایه های صورتی و سبز کم رنگ تبدیل شده است ولی در اصل می بایست رنگ بسیار روشنی داشته باشد. تزیین فرش پیچیده و حاکی از بالا بودن سطح بافندگی فرش است.
فرش پازیریک هم اکنون در موزة آرمیتاژ روسیه نگهداری می شود. در ایران نیز در 1355ش دو نمونه از این فرش در شرکت سهامی فرش ایران بافته شد که موزه فرش ایران یکی از آن‌ها را به معرض نمایش گذارده است. فرش پازیریک نمونه کم‌یاب و زیبایی از شاهكارهای هنر فرش‌بافی ایران‌زمین می‌باشد، که با تکنیک بسیار بالا بافته شده است.


خلیج فارس و سندی معتبر از داریوش بزرگ

 

 

خلیج فارس و سندی معتبر از داریوش بزرگ

 

بیش از 2 هزار سال پیش، آن هنگام كه داریوش بزرگ، كانال داریوش را كه بعدها به سوئز مشهور شد،ساخت، به یادگار كتیبه‌ای در آنجا نصب كرد.این سند قدیمی‌ترین سند در دنیاست كه نام خلیج فارس را در خود جای داده است. این كتیبه اكنون در موزه لوور نگهداری می‌شود.

كتیبه كانال سوئز یكی از مهم‌ترین اسنادی است كه نام خلیج فارس در آن با ظرافت تمام ذكر شده است.

این كتیبه كه به صراحت فرمان داریوش بزرگ را در حفر كانال سوئز بیان می‌كند، 12 سطر دارد و به زبان فارسی باستان نوشته شده است.

سطر اول تا چهارم این کتیبه به ستایش اهورامزدا اختصاص دارد و در سطر چهارم توصیف سرزمین پهناور بزرگی به میان آمده كه داریوش، شاه آن است.


در سطر هفتم كتیبه از زبان داریوش آمده است: (می‌گوید داریوش شاه، من پارسی‌ام، از پارس، مصر را گرفتم، من دستور دادم این جویبار (كانال سوئز) را كندند از سوی رود پیرآوه (پرآب = نیل) كه در مصر جاری است، كه به سوی دریای پارس می‌رود، سپس من این جویبار را دستور به كندن دادم  و آنچنان كه دستور دادم كنده شد و ناوگان از اینجا، یعنی از مصر به آن سوی، یعنی پارس حركت كردند آنچنان كه مرا اراده بود.



در سطر دهم این كتیبه با عبارت "ابی دریه تیه هچاپارسا اَئی‌تی" به صراحت به نام دریای پارس اشاره كرده و هیچ شكی وجود ندارد، آب‌هایی كه اكنون خلیج فارس نام دارد آن زمان دریای پارس قلمداد می‌شده‌اند.

خلیج فارس یا همان دریایی كه به دستور داریوش دریای پارس نامش نهاده بودند، نامی است به جای مانده از كهن‌ترین منابع. منابعی كه از سده‌های قبل از میلاد سر بر آورده و با پارس، نام سرزمین ملت ایران عجین شده است
.