تبریک
عید سعید مبعث بر عموم مسلمین مبارک باد
عید سعید مبعث بر عموم مسلمین مبارک باد
کلمه معلق که برای این باغها استفاده میشود در حقیقت به این معنی نیست که باغها بهوسیله طناب یا ریسمان به یکدیگر متصل بودهاند . باغهای معلق بابل
یا باغهای معلق سمیرامیس و دیوارهای بابل (عراق کنونی) یکی از عجایب هفتگانه میباشد.
هردو این آثار ظاهراً به دستور بختالنصر دوم در حدود سال ۶۰۰ پیش از میلاد ساخته شدهاست. این آثار در نوشتههای مورخان یونانی مانند استرابو و دیودوروس سیکولوس ذکر شدهاست ولی همچنان در مورد وجود آنها ابهاماتی هست. در حقیقت در هیچ یک از نوشتههای بابلی در مورد وجود این باغ مطلبی ذکر نشدهاست. در طول قرنها این منطقه با باغهای نینوا درآمیخته ولی در حکاکیهای موجود در آن نواحی روشهای انتقال آب رودخانه فرات به ارتفاعی که برای این باغها احتیاج بودهاست آورده شدهاست. این باغها برای خوشحال کردن همسر بختالنصر که بیمار بودهاست ساخته شدهاند. آمیتیس دختر ایختو ویگو(اژی دهاک) و نوهٔ هوخشتره(پادشاه ماد) با بختالنصر ازدواج کرد تا میان دو قوم صلح پایدار برقرار گردد. سرزمین ماد که آمیتیس از آن میامد سرزمینی سرسبز و کوهستانی و پوشیده از گیاهان و درختان مختلف بود ولی سرزمین بابل در منطقهای مسطح و فلاتی خشک قرار گرفته بود. یکی از دلایل بیماری آمیتیس هم دوری او از سرزمین خوش آب و هوای خود بود بنابراین بختالنصر تصمیم گرفت باغهای معلق بابل را در ارتفاع برای همسر خود بسازد کلمه معلق که برای این باغها استفاده میشود در حقیقت به این معنی نیست که باغها بهوسیله طناب یا ریسمان به یکدیگر متصل بودهاند بلکه احتمالاً ترجمه اشتباه کلمهای یونانی به معنای تراس یا بالکن بودهاست. استرابو در قرن اول قبل از میلاد مینویسد: تراسها در طبقاتی روی یکدیگر واقع شده بودند و هرکدام دارای ستونهای سنگی مکعب شکل توخالی بودهاند که توسط گیاهان پوشیده شده بود. تحقیقات بیشتر در منطقه بابل منجر به یافتن پایههای این ستونها شدهاست.
تصاویر


خشایارشا برای دیدار از کشورهای خوربری شاهنشاهی خود و همچنین برای گوشمالی آتنی ها
راهی آسیای کوچک شد. داستان آمدن خشایارشا به آتن را داستان پردازان یونانی برای بزرگ کردن
یونان چنان نوشته اندکه گویا خشایارشا دست به بسیج بزرگی زده است. واقعیت آن است که
خشایارشا که برای بازدید کشورهای شاهنشاهی آمده بود تنها لشکری که همراه خود آورده بود
لشکر ده هزار تنی جاویدان بود. خشایارشا دربازدید از کشورهای آسیای کهتر شمار اندکی از سربازان
پادگان های این کشورها را با خود همراه کرد تاآنکه هنگامی که به اروپا پاگذاشت شاید ارتش وی به
پنجاه هزار تن رسیده باشد که این خود برای گوشمالی آتنی ها بزرگ می نموده است هرچند که
ممکن بود کشورهای دیگر یونانی نیز به کمک آتن بشتابند، حال آنکهبیشتر کشورهای یونانی
فرمانبرداری خود را از شاه بزرگ اعلام کردند.پس از گذراندن زمستان در سارد خشایارشا در آغاز سال 79
هخامنشی(480 پیش از میلاد مسیح) به سوی یونان روانه شد. ارتش ایران را نیروی دریایی
پشتیبانی می کرد. آتنی ها نیز دارای ناوگانی نیرومند بودند که می توانست با نیروی دریایی ایران به
جنگ بپردازد.خشایارشا بی برخورد با پایداری به سوی آتن در یونان پیش رفت تا به تنگه ترموپیل
رسید که درآنجا به جهت تنگی بیش از اندازه، یونانی ها(اسپارتی ها به فرماندهی شاهشان
لئونیداس) راه را بر ارتش ایران بستند.سوران ارتش به شناسایی منطقه پرداخته، میانبری که از پشت
تنگه در می آمد را یافتند. پس از آن بسیاری ازیونانیان از ترموپیل گریختند و تنها اسپارتیان در تنگه
ماندند و همه در جنگ کشته شدند.پس از گذر از ترموپیل راه آتن به روی ارتش ایران باز شد، هنگامی
که خشایار شاه از مقدونیه به آتن درآمدبسیاری از مردم آن، از شهر کوچ کرده بودند گروهی بر این
باورند که خشایارشاه در آتن به تلافی آتش سوزی سارد بخشی از شهر را آتش زد.
از این پس سیر روی دادها دارای پیچیدگی بسیاری است چراکه نمی توان حقیقت را از ژرفای نوشته
های یونانیان بدست آورد.
آنچه می توان گفت این است که آتنیان که نمی توانستند در خشکی به برابر ارتش ایران درآیند، با
نیروی دریایی ایران درنزدیکی سالامین، که از روی تنگی نیروی ایران نمی توانست کشتی های
بسیاری را به جنگ درآورد درگیر شدند، چون این برخورد نتیجه ای در برنداشت، تیمیستوکل رهبر آتن
به همراه گروهی به نزدخشایارشا رفتند، که در طی آن توانستند که خودمختاری آتن را بدست آورند.
خشایار شاه پس از آن به آسیابازگشت.
تیمستوکل تا پایان شاهنشاهی خشایار شاه رهبر آتن بود ولی پس از آن مردم بر او شوریدند و وی از
راه مقدونیه به دربار ایران پناه برد.
دیون خرسوستومس نوشته است( کتاب 11، بند 149) : " خشایار شاه در لشکرکشی به یونان در
ترموپیل براسپارتیان پیروز گشت و شاه لئونیداس رادر آنجا بکشت. سپس آتن را ویران کرد ...پس از
این پیروزیها برای یونانیان باج گذارد و راه اسیا را در پیش گرفت . "
در فهرست سرزمینی نبشته ی دیوها که به زمانی پس از نبرد یونان تعلق دارد، نام یونانی های
نزدیک دریا(کوچ نشینان یونانی آسیای کوچک)، یونانی های فرای دریا(یونانی های سرزمین اصلی) و
اسکودرا( مقدونیه و تراکیا) آمده است. نوشته ای از توسیدید یادآور می شود که سرپرستی نیروهای
اسپارت و آتن و همگنانشان پس از بازگشت خشایار شاه به آسیا به دست یک کارگزار یونانی به نام
پاوسانیاس بود که جامه ی ارتش ایران را می پوشید وزیر دست افسر ایرانی به نام ارتاباذ کار می کرد.
مورخین شرقی انوشیروان را بزرگ ترین پادشاه ایران دانسته اند ولی امروزه با اسنادی که از ایران باستان به دست آمده به نظر می رسد با وجود افرادی مانند کوروش و داریوش کبیر؛ دیگر انوشیروان را نمی توان دارای این مقام دانست ولی این موضوع که او بزرگ ترین پادشاه ساسانی بوده است بدون هیچ گونه شک و تردیدی پذیرفتنی است. انوشیروان جزء معدود افراد بزرگی بود که در او خصوصیات مملکت داری و جنگ آوری به شکل هم زمان وجود داشت. در زمان او:
1- امپراتوی ساسانیان به اوج قدرت خود رسید.
2- امپراتوری روم شکست های سنگینی را متحمل شد و غرامت های سنگینی را پرداخت کرد
3- دولت هیاطله از صفحه ی گیتی حذف شد
4- خزرهای وحشی به سختی گوشمالی داده شدند
5- ترک های ماوراء النهر به جای اولیه ی خود بازگشتند
6- حبشی ها از یمن بیرون رانده شدند و آنجا دست نشانده ی ایران شد.
از طرف دیگر اصلاحات انوشیروان در امور داخلی روح تازه ای در کالبد ایران دمید و ایرانیان برای اولین بار با علوم یونان آشنا شدند. بی شک انوشیروان آخرین ستاره ای بود که در آسمان ایران باستان درخشید؛ زیرا ساسانیان پس از او رو به افول نهادند و دیری نگذشت که امپراتوری عظیم ساسانیان منقرض شد و فصل جدیدی از تاریخ ایران رقم خورد.
موافق روایات ایرانی فردی به نام بزرگ مهر در اجرای اصلاحات مملکتی کمک های بسیاری به انوشیروان می کرده است. بزرگ مهر در ابتدا معلم هرمز پسر انوشیروان بود و چون شاه دانایی و لیاقتش را دید؛ او را به مقام وزارت منصوب کرد. در مورد بزرگ مهر گفته می شود که در نهایت به دستور خسرو پرویز کشته شده است.


مهرداد پس از نشستن بر تخت شاهی نخست بابل را از تازیان پس گرفت و سپس به ارمنستان لشکر کشید. وی در سال 13 ق.م سراسر میانرودان را به دست آورد و آنگاه رو به شرق نهاد. پیش از رسیدن مهرداد به شاهی، حدود سال 133 ق.م در شرق، سکاها به مرزهای ایران و بلخ تاختند، دولت بلخ را نابود کردند و دولتهای کوچک یونانی را تا نزدیک هندوستان از میان بردند. آنها به داخل ایران نیز تاخته و پارت و گرگان را لگدکوب اسبان خود کردند. گروهی از آنان به سیستان و افغانستان رفته و حکومتی سکایی پدید آوردند و از این پس سرزمین زرنگ سکستان ( سیستان ) نامیده شد.
حتی اردوان دوم شاه ایران که پدر مهرداد دوم است نیز در نبردی با سکاها کشته شد. مهرداد با نبردی سهمگین سکاها را چنان شکست داد که دیگر مدتها متعرض ایران نشدند. او پارت و هرات را آزاد کرد و دولت سکایی سیستان را وابسته به دولت اشکانی کرد. وی همچنین مرو و بخشهایی از فرارود را نیز تصرف کرد.
پس از پیروزیهایی که ذکر آن رفت مهرداد فرصت یافت تا به امور داخلی کشور بپردازد. او نخستین کس از خاندان اشکانی است که خود را شاهنشاه خواند و ادعا کرد که خاندان اشکانی از نسل اردشیر دوم هخامنشی است. این کار او اقدامی آگاهانه بود که اشکانیان را ادامه دهنده هویت ایرانی نشان دهد و همینطور این کار حکومت اشکانیان را در پرتو ارتباط یافتن با هخامنشیان بر حق جلوه داد. مهرداد دوم بسیار پایبندی به فرهنگ، آداب و سنن ایرانی بود. وی با تلاشی خستگی ناپذیر بر آن شد تا فرهنگ ایرانی را از مظاهر فرهنگ یونانی هلنی پاک کند.
در عرصه بازرگانی و سر و سامان دادن به اقتصاد کشور مهرداد اقدامات بسیاری کرد و در روزگار او بود که بازرگانی ایران به چین که در تاریخ به " راه ابریشم " معروف است گشوده شد. از این پس مبادلات کالا میان چین، هند، عربستان و برخی سرزمینهای دیگر موجب شکوفایی اقتصاد کشور گردید.
به دلیل اهمیت سرزمینهای غربی ایران و میانرودان مهرداد در سال 94 ق.م به سرزمینهای شمالی میان دجله و فرات تاخت و پس از کسب پیروزیهایی در این منطقه رود فرات را به عنوان مرز غربی ایران تعیین کرد. وی همچنین در امور ارمنستان که دارای اهمیت بسیاری بود و شاهان آن از تبار اشکانی بودند دخالت کرد.
در سال 96 ق.م رومیان در راستای سیاست جهانگشایی خود به کرانه غربی رود فرات رسیدند و مصمم بودند که ایران و هند را به قلمرو خود ضمیمه کنند. فرمانده قوای روم شخصی به نام سولا بود. مهرداد به خاطر گرفتاریهای زیادی که در آن زمان برای اشکانیان پیش آمده بود صلاح دید که با رومیان وارد جنگ نشود، لذا به آنان پیشنهاد صلح کرد. این پیمان بسته شد ولی نماینده اشکانی به دلیل تحقیری که سولا بر او روا داشته بود در بازگشت اعدام شد.
مهرداد دوم ( اشک نهم ) بسیار فروتن بود و همواره در کنار سربازان خویش و بدور از تجملات بود. در پایان زندگی مهرداد دوم ( حدود ۸۷ پ.م ) در شرق و غرب تهاجماتی صورت گرفت. تیگران ( Tigranes ) شاه ارمنستان از مرگ مهرداد بهره جسته و بخش شمالی میانرودان را تصرف کرد. در این زمان گودرز که در زمان مهرداد دوم در بابل قیام کرده بود برای مدت کوتاهی به شاهنشاهی رسید. اُرُد گودرز را از حکومت انداخت و پس از دوره کوتاهی سیناتروک بر جای او به شاهنشاهی نشست.
« منبع : دانشنامه آزاد ویکیپدیا فارسی »