یعقوب لیث، هرات، باميان و بلخ را از يوغ تازيان رهاند
در تاريخ، چنين آمده كه او پس از گذشت نزديك به سه سده پس از يورش تازيان بر ايران، در هنگامهاي كه ايرانيان ناچار بودند به زبان عربي، سخن بگويند، به زبان مادرياش، به زبان فارسي سخن گفت.
يعقوب ليث، نه تنها از آن روي كه كوشيد تا ايران را از يوغ خلفاي عرب برهاند، در خور ارج و ارزش و يادكرد است بلكه بيشتر از آن روي كه با زنده كردن زبان فارسي، ملت ايران را از نابودي رهانيد، سزاوار ستايش است.
یعقوب بسیار به ایران و تاریخ باستان کشورش، مهر میورزید. پس از شکست ساسانیان به دست اعراب و چیرگی 200سالهشان بر ایران، زبان رسمی کشور، عربی شد چرا که عربها، حاکمان شهرها بودند و هرآنکس که زبانشان را نمیدانست عجم(:گنگ) مینامیدند.
همهي کتابها به زبان عربی بود تا زمانی که یعقوب، بر هرات، چيرگي يافت. ميگويند پس از ورود يعقوب به هرات، «محمد بن وصیف سیستانی»، سرودهاي در ستایش یعقوب به زبان عربی سرود و برايش خواند اما يعقوب خطاب به اين چكامهسرا گفت: «چیزی که من اندر نیابم، چرا باید گفت؟»
یعقوب پس از ورود به شهر زرنج و بنیانگذاری دولت مستقل ایرانی صفاری، در فرماني؛ زبان رسمی کشور را زبان پارسی برخواند و دستور داد تا همه به پارسی سخن بگویند و همهي اسناد دولتی به زبان پارسی نوشته شود.
وی همهي کارگزاران دادگاهها و دولت را واداشت تا به پارسی سخن بگويند. او به كارگيري زبان عربی را به جای زبان مادری، ننگ میشمرد و هیچگونه آن را نمی پذیرفت.
از همينروي يعقوب را «سردار پارسیگوی»، فرنام(:لقب) دادند. به باور برخی، نام «یعقوب لیث صفاری»، در زنده کردن زبان پارسی حتا فراتر از فردوسی است چرا که او زبان فارسي را زنده کرد و فردوسی آن را جاودانه.





![[تصویر: 11-11-13-85697-3.jpg]](http://tarikhema.ir/images/2012/01/11-11-13-85697-3.jpg)



رضا مهدیان/ دبیر آموزش و پرورش/کارشناس هنر های تجسمی/شهرستان کمیجان/