دستگاه اداري شاھنشاھي پارس شایستھ ترین تجربھ در سازمان حكومت شاھنشاھي است كھ خاورمیانھ، پیش از پیدا شدن امپراطوري روم، شاھد آن بوده است؛ این امپراطوري اخیر نیز سھم بزرگي از انتظام سیاسي و اداري شاھنشاھي قدیم ایران را بھ میراث برد. اگر چھ شاھان اخیر بیرحمي و تجمل پرستي فراوان داشتند، و در بعضي از قوانین آن زمان وحشیتي دیده مي شود، و بار مالیات بر دوش مردم بسیار سنگیني مي كرده، باید گفت، در برابر ھمة این معایب، از بركت دستگاه حكومت، نظم و امنیتي موجود بود كھ در سایة آن، با وجود مالیاتھاي سنگین، مردم ایالتھا ثروتمند مي شدند. در ایالتھا چنان آزادی اي وجود داشت كھ در ایالتھاي وابستھ بھ روشن ترین و پیشرفتھ ترین امپراطوریھا نظیر آن دیده نمي شود. مردم ھر ناحیھ زبان و قوانین و عادات و اخلاق و دین و سكة رایج مخصوص بھ خود داشتند، و پاره اي اوقات سلسلھ ھاي محلي بر آنان حكومت مي كردند. بعضي از ملت ھایي كھ  مانند بابل و فنیقیھ و فلسطین، خراجگزار پارس بودند، از این وضع كمال خرسندي را داشتند و چنان مي پنداشتند كھ اگر كار بھ دست سرداران و تحصیلداران بومي باشد، بیش از پارسیھا بیرحمي و بھره كشي خواھند كرد. دولت شاھنشاھي پارس، در زمان داریوش اول، از لحاظ سازمان سیاسي، بھ سرحد كمال رسیده بود؛ تنھا امپراطوري روم، در زمان ترایانوس، ھادریانوس، و آنتونینھاست كھ مي تواند ھمپایة شاھنشاھي پارس بھ شمار رود.

قوه عالیة قضایي در اختیار شخص شاه بود، ولي شاه غالباً عمل قضاوت را بھ یكي از دانشمندان سالخورده واگذار مي كرد. پس از آن، محكمة عالي بود، كھ از ھفت قاضي تشكیل مي شد. پایین تر از آن، محكمھ ھاي محلي بود كھ در سراسر كشور وجود داشت. قوانین را كاھنان وضع مي كردند و تا مدت درازي كار رسیدگي بھ دعاوي نیز در اختیار ایشان بود؛ ولي در زمانھاي متأخرتر، مردان و حتي زناني جز از طبقة كاھنان بھ این گونھ كارھا رسیدگي مي كردند. در دعاوي، جز آنھا كھ اھمیت فراوان داشت، غالباً ضمانت را مي پذیرفتند، و در محاكمات از راه و رسم منظم خاصي پیروي مي كردند. محاكم، ھمان گونھ كھ براي كیفر و جرایم نقدي حكم صادر مي كردند، پاداش نیز مي دادند و در ھنگام رسیدگي بھ گناه متھم، كارھاي نیك و خدمات او را نیز بھ حساب مي آوردند. براي آنكھ كار محاكمات قضایي بھ درازا نكشد، براي ھر نوع مدافعھ مدت معیني مقرر بود كھ باید در ظرف آن مدت حكم صادر شود؛ نیز بھ طرفین دعوي پیشنھاد سازش از طریق داوری می کردند تا نزاعی که میان ایشان است به وسیله داور و به صورت مسالمت آمیز حل و فصل شود.

چون رفتھ رفتھ سوابق قضایي زیاد شد و قوانین طول و تفصیل پیدا کرد گروه خاصی بنام "سخنگویان قانون" پیدا شدند که مردم در کارهای قضایی با آنان مشورت می کردند و برای پیش بردن دعاوی خویش از ایشان کمک می گرفتند.

براي جلوگیري از رشوه دادن و گرفتن و پاک نگاه داشتن دستگاه قضایي، این كار را از جنایتھاي بزرگ مي شمردند، و مجازات دھنده و گیرندة رشوه، ھر دو، اعدام بود. كمبوجیھ فرمان داد تا زنده زنده پوست یك قاضي فاسدي را كندند و بر جاي نشستن قاضي در محكمھ گستردند؛ آنگاه فرزند ھمان قاضي را بر مسند قضا نشانید، تا پیوستھ داستان پدر را بھ خاطر داشتھ باشد و از راه راست منحرف نشود.