تصویر آغوش زیر اوار زلزله, دارند مرا از زمین می کشند بیرون, زلزله اهر,

دارند مرا از زمین می کشند بیرون
از آغوش تو
چیزی بگو…
ببین…
جز من تویی که مانده ای
بگو… جای تو، من مرده ام…
دستم را بگیر… قرارگذاشته بودم
حالا که خانه دارد می ریزد
در آغوش تو فرو بریزم…
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۱ ساعت توسط مهدیان
|
رضا مهدیان/ دبیر آموزش و پرورش/کارشناس هنر های تجسمی/شهرستان کمیجان/