آوای تاریخ

می رسد آوای تاریخم به گوش

کای مدبر جامه عبرت بپوش

روزگاری پرتو علم و هنر

در جهان تابیده از این بوم و بر

روزگاری آفتابی بوده ایم

هر سوالی را جوابی بوده ایم

گرچه اکنون خسته و فرسوده ایم

روزگاری عرش می پیموده ایم

هرکه جانش حله تحقیق یافت

هفت گوهر را هفت اقلیم یافت

ما شنیدیم و خودی آراستیم

در پی این آرزو برخاستیم

جستجو کردیم هفت اقلیم را

عشقمان می داد این تعلیم را

عشق را در جان خود پرورده ایم

هفت گوهر ارمغان آورده ایم

هفت جام از هفت ساقی هفت دست

تا رویم از نو به میدان مستِ مست

باده ای رنگین که حیرت آورد

باده ای کز نو به غیرت آورد

این شراب کهنه را از نو بنوش

چشمه ای شو از درون خود بجوش


  مرحوم مجتبی کاشانی

ايلاميان كه بودند؟

پادشاهي ايلام نزديك به دو هزارسال تاپانصد و پنجاه پيش از ميلاد در جنوب غربي سرزمين كنوني ايران برپا بود. اين پادشاهي از اتحاد دولتهاي كوچك تشكيل شده بود و تقريبا در تمام مدت از استقلال بر خوردار بوده است.اوج شكوفايي ايلام در نيمه دوم هزاره دوم پيش از ميلاد بود . سرزمين آنها از شمال تا نزديك همدان ، از مشرق تا كرمان ، از جنوب تا خليج فارس و از مغرب تا نواحي بين النهرين گسترده بود

شروع تاريخ ايلام از حدود 2400پ م است.انشان از جمله مراكز پادشاهي كوچكي بود كه پادشاهي بزرگ ايلام را تشكيل مي داد.نزديك به 2200 پ م كوتيك اينشوشينيك پادشاه نيرومند انشان بين دولتهاي محلي در منطقه اتحاد پديد آورد و خود در راس آن قرارگرفت و به اين ترتيب پايه گذار ايلام بزرگ شد.در قرن 12پ م، ايلاميان به پادشاهي پانصد ساله كاسي ها در سرزمين بابل پايان دادند
در زمان ايلاميان كشاورزي و فن آبياري بسيار پيشرفت كرد و سبب زمينداري و مالكيت خصوصي بر زمين شد.سفال سازي،ذوب فلز و بازرگاني نيز در اين دوره رونق فراوان گرفت. مهرهاي ايلامي باقيمانده از هزاره سوم پيش از ميلاد از زندگي اين مردم آگاهيهايي به ما ميدهد.بر اين مهرها چشم انداز دشت شوش با نهرهاي گوناگون ،جانوران اهلي،مرغزارها ،روستاييان در حال كشاورزي‌،چوپانان و دامها ، زنان در حال چيدن ميوه با دامنهاي بلند تصوير شده اند.همچنين تصاوير حرفه كوزه گري ، حجاري،بافندگي، نانوايي ،ماهيگيري،باغباني،گازري،فلز كاري، نجاري، بازرگاني ،نويسندگي و كاهني نيز در اين مهرها ديده ميشود.در دولت ايلام نرخ بهره مشخص بوده است،ابزارهاي اندازه گيري يكسان بودند، كاهنان درمعاملات شركت
مي جستندو اداره سرزمينهاي وسيع كشاورزي با آنان بود. مالكيت شخصي قانوني بود.زبان آنها ايلامي بود و خط مخصوص خود داشتند.البته به سبب همسايگي با بين النهرين از خط اكدي و سومري نيز استفاده ميكردند
بزرگترين خداي ايلاميان هوبان يا گل بود.الهه اين شوشيك در مر تبه بعدي قرار داشت.قرار گرفتن الاهه در مقام بالاترين مرتبه خدايان نشان از احترام آنها به مقام زن بود.آنها علاوه بر دههاخداي ايلامي به خدايان بابلي نيز اهميت ميدادند. خدايان براي خود معابدي داشتند كه معروفترين آنها در هفت تپه و چغازنبيل است.
اعداد كسري را ايلاميان ابداع كرده اند. آنها شناسايي اعداد را از سومريها آموخته بودند.هنر ايلامي در غرب آسيا بسيار ممتاز بوده و حتي بر هنر مصري نيز تاثيراتي گذاشته است. نمونه هايي از هنر آنها ،ظرفهاي سفالين با نقشهاي ظريف هندسي و شكل جانوران، ابزارها و مجسمه هاي ساخته شده از عاج،مفرغ و گل با نقوش برجسته ،كارهاي سنگي،زيورهاي ظريف و بناهاي معماري باشكوه بوده
شهرهاي مهم ايلاميان شوش و دور-اونتش بوده است .شوش پايتخت اصلي ايلاميان بود و گذشته از آثار بسيار ايلامي ،ستوني كه قانون حمورابي بر آن نقش بسته است نيز در آن كشف شده است. شهر دور-اونتش نيز در همسايگي شوش قرار دارد كه اكنون آنرا به نام چغازنبيل ميشناسيم.در قرن سيزده پيش از ميلاد ، به فرمان يكي از پادشاهان ايلامي به نام اونتش گل اين شهر ساخته شده است. زيگورات چغازنبيل نيز در اين شهر قرار دارد. شهر مذكور هنوز از زير خاك بيرون نيامده است و در منطقه اي نظامي قرار دارد. معبدهاي هفت تپه نيز در اين مكان قرار دارند
در قرن 12پ م بخت النصر پادشاه بابل ايلاميان را شكست داد و از اين تاريخ تا قرن 7 پ م ايلاميان قدرت خود را از دست داده بودند.پس از آنكه دوباره قدرت خود را به دست آوردند ، دخالتهاي دولت آشور موجب بروز اختلاف در خاندان شاهي ايلام شد. در سالهاي 648تا646پ م آشور بانيپال به ايلام حمله كرد و شوش وشهرهاي بزرگ ديگر را به شيوه وحشيانه آشوري غارت كرد.هر چند كه سرزمينهاي ايلام ضميمه خاك آشور نشد ولي ديگر ايلام اهميت خود را از دست داد. كورش هخامنشي در سال 559پ م به پادشاهي انشان رسيد و ايلام يكي از بخشهاي امپراتوري هخامنشي شد. شوش نيز به يكي از اقامتگاههاي مهم هخامنشي تبديل شد.


فرشته‌اي که تا روز قيامت بر سر مزار امام حسين(ع) گريه مي‌کند

هنگامي که جبرئيل عليه‏السلام براي گفتن تهنيت و شادباش تولد خدمت امام حسين عليه‏السلام آمد، در بين راه فرشته‏اي را ديد که ناله و فرياد مي‏کند.

به گزارش خبرنگار خيمه گاه، هنگامي که جبرئيل عليه‏السلام براي گفتن تهنيت و شادباش تولد خدمت امام حسين عليه‏السلام آمد، در بين راه فرشته‏اي را ديد که ناله و فرياد مي‏کند، جبرئيل نزديک آن ملک که فطرس نام داشت آمد، جبرئيل عليه‏السلام از او پرسيد اي فطرس! براي چه اين طور مينالي؟

فطرس گفت: اي جبرئيل عليه‏السلام! حق تعالي مرا به کاري امر کرد؛ ولي من سرپيچي کردم و اين طور پر و بالم سوخت. فطرس ملک به جبرئيل گفت: شما کجا مي‏روي؟ جبرئيل عليه‏السلام گفت: من خدمت رسول خدا صلي الله عليه و آله مي‏روم.

فطرس ناله‏اي کرد و گفت: اگر امکان دارد مرا هم با خود ببر تا شايد آن حضرت در حق من دعا کند تا پر و بالم به حالت اول بازگردد. آن گاه جبرئيل عليه‏السلام و فطرس ملک خدمت آن حضرت رسيدند، در آن لحظه امام حسين عليه‏السلام در کنار پيامبر صلي الله عليه و آله بود، حضرت فرمودند:اي فطرس! جلو بيا و خود را بر بدن حسين عليه‏السلام بمال، فطرس نيز بدن خود را به بدن آقا امام حسين عليه‏السلام ماليد و در همان لحظه پر و بال فطرس ملک باز شد و پرواز کرد و به مقام و مکان خود مراجعت کرد، مدتي نگذشته بود که واقعه کربلا پيش آمد و حضرت امام حسين عليه‏السلام در سرزمين کربلا به شهادت رسيدند.

 فطرس ملک از واقعه کربلا اطلاع پيدا کرد  و گفت: الهي! کاش من خبردار مي‏شدم و با دوستان خود مي‏آمدم و با دشمنان امام حسين عليه‏السلام مي‏جنگيدم، ندا آمد که با هفتاد هزار فرشته که تابع تو هستند برويد و بر سر قبر مطهر آن حضرت آماده شويد و در سوگ و مصيبت آن حضرت گريه کنيد.  

سپس فطرس ملک با دوستان خود در سرزمين کربلا فرود آمد و به آن چه خداوند به او امر فرموده بود تا روز قيامت مشغول شدند.

                                                                                                      ( تحفةالمجالس. )


لعبت چین

 

تضمین غزلی از سعدی تقدیم به ساحت نورانی قمر منیر بنی هاشم (ع)

این جوان کیست   که  سر  مست   چنین   می  گذر د                   

 "آفتابی   است  که  از  چرخ  برین  می  گذرد  "

خصم با حیرت از این وا قعه    می گفت همی                              

       "  کیست  آن  ما ه  منوّر   که  چنین  می  گذرد  "

سر وی  آراسته    شمشا  د  قد  و  ما  ه   جبین                                                               

     "  یا مه چارده    یا  لعبت  چین  می  گذرد   "

قا  متش  سر  و   خرا  ما ن  و  رخش ما  ه  منیر                                     

      "  پاد  شا  هی  است  که  بر   ملک  یمین  می  گذرد "

آب  در  حسرت  بو  سید ن  لبها   یش  بود                                              

       "تشنه  جان  می  دهد  و  ما  ء معین   می  گذرد  "

دستها  یش   قلم  و   مشک  به  دند  ا ن  دا رد                                       

      " نتوان   گفت  که  زیبا  تر  از  این   می  گذ  ر د  "

دشنه  ها   بو  د   و  بسی   نا   وک       دلدوز  بلا                                             

             "   که  بر  آن  زلف  بنا  گوش   جبین  می  گذ  رد  "

پشت   خور شید  به  بالین  مه  ای   خم می  شد                                    

      "  به  گمان  افتم  اگر  خو د  به  یقین  می  گذرد  "

گفت  مهتاب  به  خورشید  که  ای  سرو   روان

"  شاهد   آن  است   که  بر  گو  شه  نشین  می  گذرد  "

روز کورش بزرگ برای همه آریایی ها گرامی باد

روز کورش بزرگ برای همه آریایی ها گرامی باد
روز کوروش بزرگ روز ۷ آبان(۲۹ اکتبر) است که تاریخ نویسان آن را روز ورود کوروش به بابل و صدور منشور کوروش می‌دانند. این روز به پیشنهاد سازمان بین المللی نجات پاسارگاد٬ انتخاب و نام‌گذاری شده است. ا
ین روز تاکنون بطور رسمی در تقویم ایران ثبت نشده است این روز به مناسبت پایان تصرف امپراتوری بابل به دست سپاه هخامنشیان (۲۹ اکتبر سال ۵۳۹ پیش از میلاد) و پایان دوران ستمگری در جهان باستان انتخاب شده‌است.

نکات مطرح در آن عبارت اند از: از بین بردن تبعیضات نژادی و ملی، آزادی انتخاب محل اقامت، برهم زدن برده داری، آزادی دین و مذهب و تلاش برای صلح پایدار میان ملت‌هاست.
این روز بسیارروز بزرگی واسه تمام آریای هاست و ما این روزو سعی میکنیم به بهترین شکل جشن بگیریم. درسته بابت این روز کم لطفی های زیادی شده اما خب کورش در قلب همه ی ما آریایی ها و ایرانی ها جا داره و کسی نمیتونه این شخصیت بزرگ تکرار نشدنی رو از ذهن ماها پاک کنه. پس سعی کنید امروزو به همه اطلاع بدیم و همیشه به یادش باشیم چون این شخص هم همیشه باعث غرور ما شده و خواهد شد.

.::. کورش بزرگ روزت شاد باد .::.

يكي از پرشکوه ترين سلسله هاي تاريخ شاهنشاهي ايران..

سلسله اشكاني با همه بي عدالتي هايي كه در گذشته نسبت به آن شده ، يكي از بزرگترين سلسله هاي تاريخ شاهنشاهي ايران است . جاي شگفتي نيست اگر گفته شود كه، به اين سلسله بزرگ در تاريخ وطن بي عدالتي شده است . مدارك بسياري در دست است كه پس از آنكه اردشير بابكان توانست اردوان پنجم را با نيرنگ از پاي درآورد ، او و ديگر سلاطين ساساني كوشيدند كه آثار باقيمانده دوره سلطنت اشكاني را از ميان بردارند . دليل قاطع اين ادعا اين است كه ، در شاهنامه فردوسي كه بر مبناي كتابهاي دوره ساساني تنظيم گرديده ، اين دوره عظيم 475 ساله كه دراز مدت ترين دوره سلطنت يك سلسله در ايران است ، در 18 بيت خلاصه شده و حتي آنرا دوره ملوك الطوايف ناميده اند . همين بي اطلاعي از چگونگي تاريخ اشكانيان سبب گرديده بود كه ، تا چندي قبل كه بر اثر كشفيات و مطالعات جديد ، تاريخ اين سلسله روشن گرديد ، جمعي اشكانيان را غير ايراني بدانند . اين گمان نادرست گويا از آنجا سرچشمه مي گرفت كه، پادشاهان پارتي در اوايل سلطنت اين سلسله به كشور خود ، از هيچيك از سلسله هاي شاهنشاهي ايران پيش از اسلام كمتر و كوچكتر نبود ، و چه بسا كه اگر جز پارتهاي غيور در اين مدت دراز در ايران سلطنت مي كردند ، سير تاريخ ايران جز آن بود كه طي شده است . بزرگترين اقدامات و خدمات پارتها را مي توان به شرح زير خلاصه كرد :

1)      بيرون راندن سلوكيها از ايران و تأسيس يك سلسله ايراني ( با توجه به اينكه سلوكيها پيرو سياست اسكندر بودند كه مي خواست جهاني متحد بر مبناي تمدن يوناني ايجاد كنند ، كه لازمه آن از ميان بردن تمدن هاي درخشان ساير ملل از جمله ايران بود )

2)     جلوگيري از توسعه طلبي دولت روم كه خود را وارث اسكندر مي دانست . ( با توجه به اين اصل كه نيروي نظامي روم در اين دوره نيرومندترين ارتش جهان بود و لژيونهاي تربيت شده و با انضباط رومي در جهان مانند نداشت .

3)    سد كردن راه وحشيان بيابانگرد شرق و شمال كه بطور دائم و پي گير خاك ايران را براي رسيدن به غرب مورد حمله قرار مي دادند . در مورد اهميت اين عمل كافي است كه بدانيم اگر آنها در كار خود پيروز نمي شدند تمدن شرق و غرب يكجا پايمال مي شد . چنانكه قرن ها بعد اين حادثه در شرق بصورت حمله مغول و در غرب بصورت حمله اقوام نيمه وحشي ظاهر گرديد و قرون وسطي را ايجاد كرد .

و اما بزرگترين خدمت سلسله اشكاني

احياء روح ايرانيت بود كه بر اثر حمله اسكندر و حكومت جانشينان او ، رو به ضعف
مي رفت . جنگهاي پي در پي در سه جبهه شرق ، شمال و غرب روح سلحشوري و مقاومت در برابر مشكلات و حوادث را كه تا حد زيادي در ايرانيان از ميان رفته بود دوباره زنده كرد . اينكه پادشاهان اوليه اشكاني خود را طرفدار يونان مي خواندند امري سياسي بود . آنها وارث حكومت يوناني بودند . تشكيلات كشور بر دوش يوناني اداره مي شد، شهرها اساسا اقتصادي و اجتماعي يوناني داشت، و قومي كه تازه به سلطنت رسيده بود در برابر اين عوامل تنها شجاعت و جنگجويي داشت و نمي توانست به آساني تشكيلات را يكباره دگرگون كند . پادشاهان اشكاني مي دانستند كه در هم ريختن تشكيلات يك صد ساله سلوكيان سبب آشفتگي و هرج و مرج خواهد شد . به همين سبب با روش عاقلانه خود نه تنها تمدن موجود را از ميان نبردند ، بلكه به مرور چنان تمدن ايراني را جايگزين آن كردند كه بزودي اثري از آن بر جاي نماند و تمدن جديد پايه و اساس تمدن درخشاني شد كه بعدها در زمان سلطنت ساسانيان چشم جهان را خيره ساخت . در كار توسعه اقتصادي دولت پارت از خدمتگزارترين سلسله هاي تاريخ ايران است . با مرگ اسكندر مقدوني ، ميراث او پس از مدتي كوتاه
تقسيم شد و در سراسر متصرفات او هرج و مرج و راهزني بخصوص دزدي دريائي رواج يافت . براي ادامه حيات اقتصادي ، و ايجاد ارتباط شرق و غرب ، دولت روم با تسلط بر مديترانه و تصرف سوريه امنيتي ايجاد كرد . ظهور دولت مقتدر پارت نيز قسمت عمده ديگري از راه شرق به غرب را امنيت بخشيد . به اين ترتيب كاروانهاي حامل ابريشم، ادويه، عاج، احجار كريمه، عطر و ساير اشياء تجملي از هند و چين عازم غرب گرديد و ايران در اين ميان وظيفه ميانجي را انجام مي داد . در سراسر امپراطوري وسيع اشكاني مراكزي براي تجارت ترانزيت و وسايل حمل و نقل زميني و همچنين تشكيلات حمل و نقل دريايي ايجاد گرديد . جاده هاي ايران هيچگاه مانند زمان اشكانيان خوب نگاهداري و نگاهباني نمي شد . در سراسر راه كاروانهاي تجارتي ، كه از چين و هند به ايران مي آمد كاروانسراها، چاههاي آب، مراكز پليس و ايستگاه هاي تعويض اسب ايجاد گرديد . ماليات حاصله از اين دستگاه منظم تجارتي ، قسمت بزرگي از درآمد دولت ايران را تشكيل مي داد . از همين راه ارتباط بود كه درختان، گياهان و پرندگان جديد از ساير كشورها مانند چين به ايران وارد مي گرديد . در حكومت اشكانيان مجلس مهستان كه از سران و بزرگان قوم تشكيل مي شد بر كار حكومت نظارت مي كرد و آزادي مذهب در كشور حكمفرما بود . آخرين افتخار سلسه نيرومند پارت اين است كه هرگز در برابر يك حكومت بيگانه به زانو در نيامد ، بلكه هنگام انقراض ، كشور را در حاليكه حتي يك وجب از مرزهاي خود را از دست نداده بود، بيك سلسله ايراني ديگر تحويل داد .

ايجاد امپراتوري ايران به دست كورش بزرگ

 

20مهر برابر با 12 اكتبر سال  539 پيش از ميلاد ( بنا بر روايت كتاب مقدس- عهد عتيق-13 اكتبر سال 539 پيش از ميلاد ) كورش بزرگ با فتح بابل، تاسیس امپراتوری مشترک المنافع ایران را اعلام داشت كه در غرب به امپراتوري پارس مشهور گرديد و حقوق بشر ، آزادي اديان و ملل را مشخص ساخت که بر استوانه اي كه به لوح حقوق بشر كورش معروف مي باشد ،درج شده و در موزه بريتانيا موجود است و نخستین اعلامیه حقوق بشرجهان بشمار می آید،نسخه اي از اين لوح به زبان چيني و با همان قدمت در چين يافت گرديده كه نشان مي دهد اين بيانه به زبان هاي مختلف جهان ترجمه گرديده و در سراسر دنياي متمدن آن روز منتشر شده است.

کوروش بزرگ با همكاري ايرانيان به ويژه پارسيان و مادها ( كردها،لرها و آذري ها ) تمام مناطق ايراني نشين را يكپارچه نمود ، همكاري كه در اکتبر 559 پیش از میلاد آغاز گرديد و کشور يكپارچه ایران را با یک دولت مرکزی نیرومند ،در سرزمینی که سه قوم بزرگ ایرانی: پارس، پارت و ماد و اقوام كوچكتري همانند ارمنيان ،سغديان،سيت ها،كادوسي ها،تالش ها،كاسي ها و بازماندگان هيتاني و ميتاني ها و ... سکونت و دولت های محلی کوچکی داشتند .

(پيش از ورود آريايي ها به ايران تمدن هاي ديگري كه مردم بومي ايران بودند در ايران سكنا داشتند كه از مهمترين آنها تمدن هاي ساكن در ايلام ،انشان و ايذه ،خوزي ها ،اورامانات،سيلك كاشان،حسنلو اروميه ، شادياخ نيشابور، ميمند كرمان ومهمترين آنها تمدن جيرفت كه مدرن ترين و داراي كهنترين الفباي جهان كه هنوز رمزگشايي نگرديده،بودند كه با ورورد آريايي ها در حدود 3200 سال پيش با آريايي ها در آميختند).

كورش بزرگ با یکپارچه نمودن اين اقوام،امپراتوري نيرومندي با درفش (پرچم)،آرتش و سيستم حكومتي يكپارچه اي به وجود آورد كه براي نخستين بار در اين سرزمين شكل گرفته بود و دست به اصلاحات و آباداني در كشور و ايجاد سيستم آبياري ملي و محلي ،ايجاد ادارجات حكومتي همانند بريد (پست ) و جاده سازي ، سرشماري،نظام مند ساختن قوانين حقوق و دستمزد ،مرخصي و مرخصي زايمان و شيردهي براي زنان،ايجاد كتابخانه و سد سازي و ايجاد نيروي درياي و سيستم كشتي راني تجاري ،مرزباني و ايجاد نظم همگاني در شهرها و روستاها و جاده ها و تشكيل دواير مالياتي و نظام مند كردن سيستم حكومت داري و درآمد ملي،افزايش رفاه همگاني بر اثر نظم دهي در سيستم آبرساني كشاورزي و سد سازي و قانون مند شدن ماليات ها و امنيت ،كاهش تعرض اقوام و همسايگان بيابان گرد كوچك و ترس همسايگان بزرگ از زياده خواهي در ايران ، بخشي از دستاوردهاي ايجاد اين امپراتوري يكپارچه و نيرومند بود.

امپراتوري كه شامل ايران امروزي،افغانستان،تاجيكستان،تركمنستان،ازبكستان،بخش هايي از قزاقستان،قرقيزستان و بخش كوچكي از چين امروزي،شمال و غرب پاكستان تا كناره غربي رود سند،جمهوري آذربايجان (آران)،ارمنستان،گرجستان و قفقاز شمالي ،شبه جزيره كريمه در اوكراين امروزي و كرانه جنوبي درياي سياه ،شرق تركيه،شمال و غرب عراق تا ميان رودان (بين النهرين) ،شمال سوريه و تا كرانه درياي مديترانه،كرانه جنوبي درياي پارس (خليج فارس) و درياي مكران (درياي عمان) بود و مستعمرات شامات و فلسطين و شمال مصر و ليبي و سودان و يمن را نيز شامل مي گرديد.  

کوروش بزرگ در طي 20 سال تلاش خستگي ناپذيرموفق گرديد تا سرزمین هایی را که كشورهاي ديگر در زمان چند دستگي ايرانيان ، از ايران جدا كرده بودند ، بازپس بگیرد و آخرین آنها امپراتوری ستمگر بابل بود که کوروش 12 اکتبر 539 پيش از ميلاد پایتخت آن را گشود.

امروز نيز تنها راه سربلندي ايرانيان يكپارچگي ملي و نيرومندي و پيشرفت ايرانيان و احترام به خواست يكايك ايرانيان است،تا دشمنان جاودان اين خاك چشم طمع از آب و خاك و منايع اين سرزمين بردارند،راهي كه دشمن به خوبي از آن آگاه است و دائما در حال ايجاد تفرقه و دشمني از راه قوم گرايي و اختلافات مذهبيست. برماست كه هوشيار باشيم و به راه واپسگرايي و در نتيجه وابستگي و عقب ماندگي نرويم.

 

سورنا و پیرزن

پیرزن به او گفت وقتی به جنگ می رفتی به چه دلبسته بودی ؟
گفت به هیچ ! تنها اندیشه ام نجات کشورم بود
پیرزن گفت و اکنون به چه چیز؟
سورنا پاسخ داد به ادامه نگاهبانی از ایران زمین
پیرزن با نگاهی مهربانانه از او پرسید : آیا کسی هست که بخواهی بخاطرش جان دهی ؟
سورنا گفت : برای شاهنشاه ایران حاضرم هر کاری بکنم
پیرزن گفت : آنانی را که شکست دادی برای آیندگان خواهند نوشت کسی که جانت را برایش میدهی تو را کشته است
و فرزندان سرزمینت از تو به بزرگی و از او به بدی یاد می کنند

سورنا پاسخ داد : ما فدایی این آب و خاکیم
مهم اینست که همه قلبمان برای ایران می تپد
من سربازی بیش نیستم و رشادت سرباز را به شجاعت فرمانده سپاه می شناسند و آن من نیستم

پیرزن گفت : وقتی پادشاه نیک ایران زمین از اینجا می گذشت همین سخن را به او گفتم و
او گفت پیروزی سپاه در دست سربازان شجاع ایران زمین است نه فرمان من

اشک در دیدگان سورنا گرد آمد، بر اسب نشست
سپاهش به سوی کاخ فرمانروایی ایران روان شد

ارد دوم ، سورنا و همه میهن پرستان ایران هیچگاه به خود فکر نکردند

آنها به سربلندی نام ایران اندیشیدند و در این راه از پای ننشستند

به سخن ارد بزرگ : میهن پرستی هنر برآزندگان نیست که آرمان آنان است

یاد و نام همه آنان گرامی باد

گستاخی رومیان


گستاخی رومیان

سکه اردوان یکم اشکانی

اردوان يكم در آذر ماه سال 126 پیش از میلاد دستور آزادی سه هزار اسیر رومی را داد . آنها با لباس مبدل برای ایجاد هرج و مرج و جاسوسی از مرزها گذشته و خود را به شهرهای ایران رسانیده بودند . بعضی از این اسیران بیش از 10 سال در زندان بودند آنها براحتی به زبان پهلوی (زبان آنروز ایرانیان) سخن می گفتند ، روزی که اسرا از پایتخت ایران خارج می شدند یکی از آنها مغرورانه به نوجوانی ایرانی که به آنها نگاه می کرد گفت : خورشید ما را از شرق به غرب کشاند و ما آزاد شدیم . نوجوان هم خندید و گفت آخر خورشید در مشت پادشاهان ایران است ! و آنها شما را پیاپی به غرب می بخشند !
دانای ایرانی ارد بزرگ می گوید : در کاخ های ویران شده نامداران سرزمینمان ایران می توان هزاران هزار چشمه جاری دید ...می توان فریادهای دادگستر آنها را شنید ... و تنهایی را از یاد برد
.
این پرسش در ذهن ایجاد می شود آیا آن اسرا پیام مهر ایرانیان را حس کردند ؟
!
خیر

پس از سال ها توطئه ، پنجاه سال بعد از این حادثه ده ها هزار رومی وارد ارمنستان و آذربادگان ایران شدند .
مهر و سخاوت ایرانیان به شرق و غرب ، شمال و جنوب چه بازده ایی داشت ؟ جز پررویی ، گستاخی و زیاده خواهی ؟...

آمریکا یک "جام باستانی شیردال" را به ایران بازگرداند

آمریکا 25 سپتامبر یک شیء تاریخی راکه توسط گمرک آمریکا در سال 2003 از یک قاچاقچی عتیقه مصادره کرده بود را به ایران بازگرداند.

به گزارش خبرنگار سیاسی باشگاه خبرنگاران؛ آمریکا یک جام شیردال باستانی متعلق به قرن هفتم میلادی را به ایران بازگرداند.

در توییتری که وزارت خارجه آمریکا به زبان فارسی منتشر کرد، آمده است: "این شیء تاریخی یک جام نقره‌ای شیردال متعلق به قرن 7 پیش از میلاد است که احتمالا از غاری در شمال غربی ایران به سرقت رفته است".

این جام در سال 2003 از یک قاچاقچی عتیقه در آمریکا گرفته شده بود.

گفتنی است، شیردال، موجودی افسانه‌ای است که ترکیبی از تن شیر و سر عقاب دارد. شیردال‌ها را دارای قدرت شفابخش و همچنین پاسبانی از گنجینه‌ها می‌دانسته‌اند. طرح این موجود افسانه‌ای در بسیاری از مجسمه‌ها و بناهای باستانی ایران به کار رفته‌ است.