آوای تاریخ
می رسد آوای تاریخم به گوش | کای مدبر جامه عبرت بپوش |
روزگاری پرتو علم و هنر | در جهان تابیده از این بوم و بر |
روزگاری آفتابی بوده ایم | هر سوالی را جوابی بوده ایم |
گرچه اکنون خسته و فرسوده ایم | روزگاری عرش می پیموده ایم |
هرکه جانش حله تحقیق یافت | هفت گوهر را هفت اقلیم یافت |
ما شنیدیم و خودی آراستیم | در پی این آرزو برخاستیم |
جستجو کردیم هفت اقلیم را | عشقمان می داد این تعلیم را |
عشق را در جان خود پرورده ایم | هفت گوهر ارمغان آورده ایم |
هفت جام از هفت ساقی هفت دست | تا رویم از نو به میدان مستِ مست |
باده ای رنگین که حیرت آورد | باده ای کز نو به غیرت آورد |
این شراب کهنه را از نو بنوش | چشمه ای شو از درون خود بجوش |
مرحوم مجتبی کاشانی






رضا مهدیان/ دبیر آموزش و پرورش/کارشناس هنر های تجسمی/شهرستان کمیجان/